|
آخرین شماره خبرنامه
|
|
 |
|
|
فرار مغزها ، تهديد يا فرصت؟ |
سيد
محمد طباطبائي
مركز تكنولوژي نيرو(متن )
در چند سال اخير فرار مغزهابصورت يكي از مسائل عمده جامعه
ما مطرح شده و در محافل گوناگون بخش هاي مختلف جامعه اعم
از مسئولين و مردم پيرامون نتايج منفي از دست دادن نيروي
انساني متخصص به بحث وتبادل نظر و چاره انديشي پرداخته
اند.
در اين مقاله سعي برآن است كه ضمن بررسي ابعاد مختلف اين
تهديد (فرار مغزها)، از نگاهي نو، فرصت هاي ممكن در جهت
كاهش خسارات ناشي از تهديد مذكور و نيز افزايش دست آوردهاي
مناسب براي توسعه كشور مطرح گردد.
واژگان كليدي : توسعه ، استراتژي ، مديريت تكنولوژي ،
فرارمغزها
مقدمه :
از زماني كه انسان پا به عرصه حيات گذاشت تا حال حاضر،
هميشه موضوع مهاجرت براي او مطرح بوده است . باتغيير شرايط
محيطي و بروز بعضي ناملايمات طبيعي مثل خشكسالي ، زلزله
و... و ياوجود تهديدهاي داخلي و خارجي مانند مشكلات معيشتي
و حمله اقوام و قبايل اشغالگر و... گروهي از انسانها كه
آمادگي بيشتري براي جابجائي به مناطق مناسب تر را داشته
اند از محله و منطقه خود مهاجرت نموده و در مكان بهتري
سكني گزيده اند. بانگاهي به تاريخ و عصر حاضر مشاهده
ميگردد كه اين مهاجرت ها حتي در كشورهاي نسبتا مرفه و كم
مشكل و كشورهاي پيشرفته نيز بوده و يا در حال وقوع مي
باشد.
تعاريف :
مهاجرت : مهاجرت به معني از موطن خود به جائي ديگر نقل
مكان كردن و سكني گزيدن مي باشد. سازمان ملل متحد مهاجرت
را فرآيندي مي داند كه افراد براي تحقق بخشيدن به آرزوهاي
خود ورسيدن به سطح زندگي استاندارد، به آن مبادرت
ميروزند. مهاجرت يك پديده عام است و همه اقشار را شامل مي
گردد.
فرار مغزها: به معني مهاجرت اجبارگونه نخبگان و متخصصان
ميباشد. در فرار مغزها دو نيروي دافعه داخلي و جاذبه خارجي
نخبگان را وادار به جابجا شدن مي نمايد. هرچه نيروي دافعه
داخلي بيشتر و نيروي جاذبه خارجي بيشتر گردد، پديده فرار
مغزها از رشد بيشتري برخوردار مي گردد.
شكار مغزها: به معني ربودن استعدادها مي باشد. در پديده
شكار مغزها ، هدف شكارچيان در اختيار گرفتن استعدادهاي
مشخصي مي باشد. در اين پديده موضوع جابجائي نخبگان مطرح
نيست بلكه استفاده از دست آوردهاي ايشان مطرح مي باشد.
توسعه : توسعه به معناي انجام تغييرات لازم جهت پاسخگوئي
به خواسته ها و نيازهاي افراد جامعه مي باشد. توسعه علاوه
بر ايجاد رفاه مادي تقريبا تمامي ابعاد زندگي انسانها از
جمله زمينه هاي اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي ،
صنعتي و غيره را در برمي گيرد. توسعه فرآيندي است كه در آن
ابزار و وسايل توليد و ارائه خدمات و نيز نهادها و
سازمانهاي مختلف سياسي ، فرهنگي ، اقتصادي و اجتماعي متحول
و متكامل شده و باعث رفع مشكلات و مسائل جامعه مي گردد.
استراتژي :استراتژي شناخت آينده و برنامه ريزي براي آن مي
باشد. استراتژي، تعريف اهداف ، تصميم گيري پيرامون مسير
رسيدن به اهداف ، تنظيم
برنامه هاي اجرائي و پي گيري فعاليت هاي صورت گرفته براي
اطمينان از تحقق اهداف را مي طلبد. باتوجه به اينكه محيط
اقتصادي و تكنولوژي دائما در حال تغييراست ، لذا تدوين
استراتژي يك چالش مستمر است كه نيازمند ارزيابي عملكرد
قبلي و تلاش در جستجوي روش هاي جديد است .
مديريت تكنولوژي : مديريت تكنولوژي به معناي مديريت سيستم
هائي است كه به بهترين نحو ممكن شناسائي ، انتخاب ، كسب ،
ايجاد، توسعه ، بهره برداري و حفظ تكنولوژي را ميسر مي
سازد. در انجام موفق مديريت تكنولوژي نيروي انساني خبره
نقش اساسي و كليدي مي باشد.
سابقه تاريخي :
فرار مغزها يك پديده جهاني است و به كشور خاصي مربوط نمي
شود. دلايل و انگيزه هاي گوناگوني منجمله امنيت ، رفاه
اقتصادي وعدم ارضاء شغلي زمينه ساز آن مي باشند. رشد اين
پديده در كشورهاي عقب مانده قابل توجه مي باشد. برنامه
ريزي براي استفاده از نخبگان ساير كشورها توسط كشورهاي
قدرتمند مانند امريكا و برخي كشورهاي اروپائي و وجود جاذبه
هاي فراوان در آن كشورها باعث تشديد اين امر مي گردد. در
ايران مهاجرت نخبگان تا پايان جنگ جهاني دوم روندي مشابه
ساير كشورهاي جهان سوم را دنبال مي نمود. پس از جنگ جهاني
دوم و باگرايش آشكار حكومت وقت ايران به سوي امريكا، فرار
مغزها باتاخير نه چندان زياد نسبت به ساير كشورهاي كم
توسعه آغاز شد. اوايل دهه پنجاه ميلادي را بايد آغاز دوره
انتقال متخصص به خارج از كشور دانست . تحكيم روابط ،
افزايش درآمدهاي نفتي و توسعه آموزش بر پايه سيستم هاي
غربي و گسترش تفكر غربي و تمايل به رها شدن از الزامات و
سنت هاي ديني و ملي در قشر متخصص ، و نيز وجود سياست جذب
متخصصين ساير كشورها در امريكا و اروپا و همچنين پاره اي
مشكلات داخلي كشور، زمينه را براي دفع بخشي از كارشناسان و
تحصيلكرده ها فراهم نمود.
حدود يكسال قبل از وقوع انقلاب اسلامي جريان تازه اي از
مهاجرت صاحبان سرمايه و نخبگان سياسي ، اقتصادي و علمي به
خارج از كشور پديد آمد. علاوه بر آن برخي كارشناسان دولتي
و نخبگان وابسته به نظام وقت نيز كه اوضاع را وخيم تشخيص
مي دادند، كشور را ترك نمودند.
با پيروزي انقلاب اسلامي ، روند فرار مغزها كاهش محسوسي
پيدا نمود كه پس از وقوع جنگ و تعطيل شدن دانشگاهها مجددا”
رشد محسوسي پيدا كرد.
درسالهاي اخير ، از سال 1367 فرار مغزها رشد بيشتري پيدا
كرده و از سال 1377 شتاب روزافزوني به خود گرفته و دوره
نگران كننده اي از فرار مغزها بوجود آمده است كه براي
كنترل و كاهش آن ، ضمن شناسائي علل ، چاره انديشي لازم
بايد بعمل آيد.
علل فرار مغزها:
در ابتدا بايد بين افراد مهاجر و مغزها تفكيك لازم را قائل
شويم . اگر چه از دست دادن سرمايه ها و نيز نيروي انساني
با هر سطح كارآئي ناخوشايند مي باشد، ليكن بررسي ما معطوف
به علل فرار مغزها و نخبگان مي باشد كه در اين قسمت به
برخي از مهمترين آنها اشاره مي گردد:
عدم توجه به مغزها: نخبگان و افراد شاخص بلحاظ هوش و
استعداد نيازمند توجه و مراقبت خاص
مي باشند. بايد زمينه بگونه اي فراهم گردد تا اين افراد
خلاق و فعال باشند. رها شدن اين گروه در دريائي از مشكلات
و ترديدها باعث افت فعاليت و خلاقيت آنها شده و زمينه را
براي فرار فراهم ميسازد.
عدم نياز به مغزها: ظاهرا” به نظر مي آيد كه جوامع عقب
مانده و در حال توسعه بيشتر از جوامع پيشرفته به مغزها
نياز دارند، ولي بادقت در زمينه ها و فرصت هاي ايجاد شده
به اين نتيجه مي رسيم كه در جوامع پيشرفته ، بدليل درك
بيشتر از بركات نيروي انساني خلاق و برنامه ريزي هاي لازم
، نياز به مغزها بسيار بيشتر از جوامع ديگر مي باشد. شايد
علت را بتوان در نبود هدف ، استراتژي و مشكلات مديريتي در
كشورهاي عقب مانده و در حال توسعه دانست كه در ادامه بررسي
خواهد شد.
عدم وجود استراتژي : نبود استراتژي مناسب در جهت توسعه
كشور و تبعاتي كه اين كمبود بهمراه خواهد داشت يكي از
دلايل عمده نابساماني كشور و فرارمغزها مي باشد. تبيين
اهداف و تدوين استراتژي مناسب براي كشور كه با تكيه بر آن
بتوان به فعاليت واقعي در زمينه هاي مختلف رونق بخشيد،
علاوه بر فراهم نمودن بستر لازم براي استفاده از نخبگان
باعث ايجاد اميد در سطح ملي خواهد شد.
نبود برنامه هاي اجرائي مناسب : وجود برنامه هاي مناسب
براي جذب و بكارگيري نخبگان در داخل و خارج از كشور مي
تواند ضمن پيشگيري از خروج بيشتر ايشان ، استفاده از گروهي
كه از ايران خارج شده اند را نيز ميسر سازد و زيان وارده
را حداقل نمايد. در ادامه مقاله اين نكته كه نخبگان كشور
در خارج نيز مي توانند فرصت هائي را فراهم نمايند توضيح
داده خواهد شد.
وجود درآمدهاي بادآورده : يكي از عادت هاي بارزدر كشور ما
از دست دادن فرصت ووقت است . ماعموما” براي استفاده از
پديده هاي مثبت و منفي از قبل برنامه نداريم و پس از وقوع
هر پديده نيز با تاخير زيادي سعي ميشود براي رفع نقيصه
چاره انديشي گردد كه البته در بسياري از اوقات نتيجه اي
بيشتر از بحث ومجادله و تلاش كلامي در برنداشته است . يكي
از دلايل عمده اين رفتار، وجود درآمدهاي بادآورده اي مثل
نفت است كه بنحوي باعث جبران تاخيرات و از دست دادن فرصت
ها ميگردد. وجود اينگونه درآمدها در كشور ما باعث غفلت در
استفاده صحيح از نيروي انساني و مغزها مي گردد.
نگاه واقع بينانه به فرار مغزها:
تا اينجا سعي شد به فرار مغزها با همان تعبيري كه در جامعه
وجود دارد بپردازيم . آيا واقعا” ابعاد فرار مغزها همين
مقدار است . اگر فرار مغزها را از دست دادن انديشه هائي كه
مي توانستند در جهت تعالي و بهروزي كشور فعاليت نمايند
تلقي كنيم ، آنوقت ميتوان فرار مغزها را در دو طبقه عمده
زير دسته بندي نمود:
1ـ فرار ظاهري مغزها
2ـ فرار واقعي مغزها
فرار ظاهري مغزها:
مطلبي كه دائما” در جامعه روي آن بحث ميشود همان فرار
ظاهري مغزها ست . همه مسئولين و مردم درصدد هستند كه
نخبگان و افراد باهوش و كارآمد ، كشور را ترك نكنند.
بعبارت ديگر اين تلقي وجود دارد كه اگر درصد خروج اينگونه
افراد كم شود ميتوان نتيجه گرفت كه مشكل حل شده و
دغدغه اي نبايد داشته باشيم. كلمه ”ظاهري ”به اين دليل در
اينجا استفاده شده است كه نشان داده شود، عمق فاجعه بسيار
بيشتر از خروج برخي نخبگان از كشور است و اگر حتي يك نفر
هم از اين گروه از كشور خارج نشود بازهم فرار مغزها (از
دست دادن توان فكري وانديشه نخبگان ) به ميزان زياد وجود
دارد. دليل ديگري كه استفاده از كلمه” ظاهري ”را توجيه مي
نمايد استفاده از نخبگان خارج از كشور است . اين تجربه
براي خيلي از سازمانها وجود داشته است كه ايرانيان صاحب فن
و انديشه مقيم خارج در صورت همكاري ، نقش كليدي و ارزنده
اي در رسيدن به نتايج مناسب تر بلحاظ فني واقتصادي داشته
اند تاحدي كه اين فكر از ذهن ميگذرد كه چه خوب است كه آن
فرد يا افراد در خارج از كشور بسر مي برند و منشأ كمك
هستند چرا كه در غير اينصورت وماندن در داخل به احتمال
زياد كمك شاياني در بسياري از موارد مورد نياز نمي
توانستند انجام دهند. البته در كنار اين گروه ايرانيان
مقيم خارج ، برخي ديگر نيز هستند كه حتي مليتشان را نيز
پنهان مي نمايند. بعنوان يك نتيجه در اين قسمت ، اگر بتوان
با مكانيزمي از توان فكري و انديشه ايرانيان مقيم خارج
استفاده نمود، عملا” نه تنها فراري رخ نداده است بلكه مزيت
هاي
فوق العاده اي نيز اين مهاجرت براي كشور در برداشته است .
فرار واقعي مغزها:
آنچه كه مسئولين و مردم بايد بيشتردغدغه آن را داشته باشند
و تاكنون بيشترين خسارت را براي كشور بهمراه داشته است ،
فرار واقعي مغزهاست . فرار واقعي مغزها كاملا پنهان بوده و
يكي از رموز عقب ماندگي كشور را تشكيل ميدهد. در اينجا
صحبت از هدر رفتن و عدم بهره گيري از مغزها وانديشه هائي
است كه در داخل و ياخارج از كشور بصورت بالقوه آماده بهره
دهي مي باشند، ليكن وضعيت بگونه اي است كه كمترين استفاده
از استعدادها و توانائي آنها ميشود. نگاهي به چگونگي
استفاده از استعدادها در سطوح و جايگاههاي مختلف كشور و
نابجا بودن اكثر آنها خود گواه اين مدعاست . استفاده از
مغزها و نخبگان به مكانيزمي احتياج دارد كه در كشور ما
بسيار ضعيف و درمانده بوده و نياز به طراحي جديد و خاص
دارد. براي اينكه حس قوي تري در اين زمينه پيدا شود فرض
كنيد بيكباره همه مغزهاي دنيا در ايران جمع شوند. چگونه از
ايشان استفاده خواهد شد؟. چه
برنامه هائي از قبل تدارك ديده شده است كه بتوان ايشان را
بدان مشغول نمود؟ جز اين است كه بخشي به كارهاي غير مربوط
گمارده خواهند شد و بخش ديگر رها و به دست ” چه كنم چه كنم
” سپرده خواهند شد؟
بي ترديد اگر برنامه هاي مناسبي براي استفاده از نيروي
انساني متبحر وجود داشته باشد واجراي آنها نيز بعهده
مسئولين كارآمد واگذار شده باشد نه تنها در ايران بلكه در
دنيا و نه تنها مغزهاي ايراني بلكه مغزهاي موجود در كره
زمين را شناسائي و بهره گيري خواهند نمود.
در اين قسمت مي توان اينگونه جمع بندي نمود كه ريشه مشكلات
ما در همه زمينه ها از جمله فرار ظاهري وواقعي مغزها بيشتر
در نبود استراتژي و برنامه است و تا اين مشكل رفع نگردد با
ايجاد حركات مقطعي و بعنوان مثال تامين رفاه بيشتر براي
جلوگيري از خروج افراد از كشور نميتوان سرو سامان لازم را
به كار داد.
فرار مغزها، فرصت يا تهديد؟
در قبل فرار مغزها را باتوجه به ماهيت و گستردگي آن به دو
دسته ظاهري و واقعي تقسيم بندي نموديم فرار واقعي مغزها
تهديدي جدي عليه بقا و بهروزي كشور است و بايد بدون فوت
وقت و با تدوين استراتژي و برنامه هاي لازم و با طراحي
مكانيزمهاي ممكن برسد.
بافرض وجود سازماني مسئول براي استفاده از مغزها، فرار
ظاهري مغزها را ميتوان بجاي تهديد به فرصت مبدل نمود. در
بسياري از موارد ودرجهت توسعه كشور، ايرانيان مقيم خارج
ميتوانند با ارائه مشاوره هاي مناسب راههاي بهينه اي كه
زمان و هزينه را حداقل نمايد و بلحاظ تكنولوژي و دانش نيز
به روز باشد، پيشنهاد نمايند. بعضي از اين گروه بدون چشم
داشتي آماده ارائه خدمات و همكاري مورد نياز مي باشند.
به اين ترتيب ديگر نبايد نگراني معطوف به اين باشد كه چند
ايراني به كشورهاي ديگر مهاجرت
نموده اند.نبايد از صفوف جلوي سفارتخانه ها براي اخذ ويزاي
مهاجرت نگران شد. بلكه در ابتدا بايد نگران ايجاد سازوكاري
مناسب بود كه از مغزهاي داخل و خارج كشور بصورت مناسب
استفاده نمايد.
بطور كلي در هر تهديدي ، فرصت هاي زيادي براي رشد و ترقي
وجود دارد، مهم اين است كه تهديدها برما غلبه نكند و فرصت
ها را دريابيم . براي مثال اگر امروز كشور ما با كم آبي
مواجه است ، همين تهديد مي تواند زمينه ساز كار وفعاليت
بيشتر ما براي رفع مشكل شود و درنتيجه فرصت هاي خوبي
ميتواند در آينده نصيب كشور شود، فرصت هائي كه احتمالا”
نصيب جوامع ديگر كه مشكل كم آبي ندارند نخواهد شد.
لزوم نگرش ويژه به نيروي انساني :
ما در كشوري زندگي ميكنيم كه براي پاس داشتن نعمات ، سنت
هاي زيبا و جالبي وجود دارد. بسيار رعايت استفاده صحيح از
امكانات خداداد را مينمائيم و از دور ريختن و يا مصرف
بيجاي آنها پرهيز ميكنيم ، ليكن جفاي بزرگي به پيچيده ترين
و با شعورترين مخلوق خدا يعني انسان روا مي داريم. تكه نان
افتاده در مسير را بااحترام برداشته ،
مي بوسيم و در كنار مطمئني قرار ميدهيم كه مبادا زير پا له
شود و كفران نعمتي اتفاق بيفتد، بلكه فرصتي ايجاد مي كنيم
تا سايرمخلوقات خدا از آن تكه نان كه در جاي امن قرار داده
شده است استفاده نمايند. اما در مورد انسانها بهيچ وجه
برخورد مناسب انجام نميشود.
امكانات و فرصت هاي مناسب براي رشد انسانها در اختيار
ايشان قرار نمي گيرد. رفاه در خور شان گروههاي مختلف تامين
نمي گردد. شايسته سالاري كه ميتواند منشا رشد و ترقي جامعه
باشد مفهوم كمرنگي دارد. مديران قوي و دلسوز در حداقل قرار
داشته و به تكنولوژي مديريت مدرن نيز آراسته نيستند. وجود
برخي فسادها كه عوامل مختلف در پديد آوردن آنها نقش دارند،
باعث دلسردي و بريدن و افت كارآئي افراد مي شود. اكثريت ما
به خودرو و وسايل ديگر مثل كامپيوتر شخصي و لوازم و غيره
وحتي حيوانات خانگي بيشتر از انسانها توجه داريم . براي
مثال مي دانيم كه خودرو به سوخت نياز دارد، بموقع بايد
سرويس و تعمير شود و اگر خودرو گرانقيمت است بيشتر چك آب و
توجه به آن
مي كنيم و.... اما مشاهده مي كنيم كه در مورد انسانها
خصوصا” نخبه ها اهميت نمي دهيم كه چگونه زندگي ميكنند،
شرايط روحي و رواني ايشان چيست ومهمتر از همه اينكه تعريف
نكرده ايم ما چه انتظار دقيقي از آنها داريم. حد بريدن و
گسيختگي و فرار انسانها متفاوت بوده و ميتواند بسيار زياد
هم بشود، مشروط بر اينكه مراقبت شده و اميدوار باشند.
ايجاد ساختار مناسب :
مدتي است كه داشتن استراتژي و برنامه اجرائي مناسب در
زمينه هاي مختلف در محافل گوناگون كشور مطرح ميشود. جائي
بدنبال استراتژي كسب و كار، جاي ديگر بدنبال استراتژي
توسعه صنعتي و گروهي تدوين استراتژي توسعه تكنولوژي را
پيگيري مي نمايند.
بنظر مي آيد يكي از اساسي ترين موضوعات قابل پي گيري در
كشور ما مقوله تكنولوژي و راه رسيدن به آن يعني ” مديريت
تكنولوژي ” است . پرداختن جدي به اين مقوله فرصت هاي زيادي
را براي جذب نخبگان و مغزها در داخل و خارج از كشور ايجاد
خواهد نمود.
سالهاست كه بحث ايجاد وزارت ” تحقيقات وتكنولوژي ” و يا
سازماني زيرنظر رئيس جمهور براي سرو سامان دادن به مقوله
تكنولوژي كشور مطرح است . اگر چنين سازماني ايجاد شود،
باتوجه به فاصله تكنولوژي كشورما با جهان پيشرفته ، ناگزير
است كه در مسير انتقال تكنولوژي گامهاي اساسي بردارد. در
حالت ايده آل اين سازمان افرادي را براي جذب تكنولوژي در
كشورهاي پيشرفته مامور و گسيل خواهد نمود و شبكه اين افراد
كه قاعدتا” افراد تيز هوش و نخبه اي خواهند بود، ميتواند
در شناسائي و انتخاب مناسب تكنولوژي و ساير موارد مورد
نياز نقش ارزنده اي ايفا نمايد.
سپس با نگاهي ديگر به ماجراي خروج نخبگان و مغزها از كشور،
مي توان اميدوار بود كه با حل
ريشه اي موضوع و ايجاد سازمان و سازوكار مناسب تهديد امروز
را به فرصتي گرانبها در فردا تبديل نموده و با ارتباط
برقرار نمودن با ايرانيان مقيم خارج از كشور ( نخبگان ) ،
سرعت وصحت
برنامه هاي توسعه تكنولوژي كشوررا تضمين نمائيم.
نتيجه گيري :
آنچه در اين مقاله ارائه گرديد نگرشي متفاوت به برخوردي
است كه در جامعه ما درخصوص فرار مغزها مي شود. آنچه كه
امروز بايد بدنبال آن
طرح ريزي و فعاليت نمائيم چگونگي استفاده از مغزهاست و
درصورت موفقيت درآن ، خيل ايرانيان داخل و خارج كشور و حتي
ساير مغزها از
مليت هاي گوناگون را ميتوان در جهت توسعه و تعالي كشور
مورد استفاده قرار داد. به اين ترتيب نبايد خروج تعدادي
نخبه (بخش كوچكي از مهاجرين ) از كشور موجب ياس و نااميدي
شود بلكه تلاش براي ساماندهي و ايجاد ساختار مناسب براي
بهره گيري از مغزها بايد با سرعت بيشتري دنبال گردد.
نهايت اينكه براي ساختن هيچ وقتي دير نيست و صرفا” مي توان
با تكيه بر انديشه و حل ريشه اي معضلات تهديدها را به فرصت
تبديل نمود و بانگاه مثبت تمامي ايرانيان مقيم خارج كه به
فني آراسته شده اند را ثروتهاي ملي تلقي و بامكانيزمي
مناسب به استفاده از آنها اقدام نمود .
منابع ومراجع :
1- راهبردهاي مديريت منابع انساني ، مايكل آرمسترانگ ،
ترجمه دكتر خدايار ابيلي و حسن موفقي ، ناشر مديريت فردا،
سال 1380
2- بهره وري نيروي انساني ، نوشته گروهي از استادان مديريت
،مركز آموزش مديريت دولتي ، سال 1377
3- مديريت منابع انساني وروابط كار، دكترناصر ميرسپاسي ،
چاپ هفدهم ، انتشارات مير، 1377
4ـ فرار مغزها، حسن وقوفي ، نشر زهد، سال 1380
5ـ شاخص هاي توسعه انساني ، ضميمه شماره 12 - هفته نامه
خبري – تحليلي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، ديماه
1381
6ـ توسعه علوم وفناوري ، ضميمه شماره 14
هفته نامه خبري ـ تحليلي سازمان مديريت و برنامه ريزي
كشور، اسفند ماه 1381
7ـ بررسي شاخص نيروي انساني و تاثير آن در روند توسعه علم
وفناوري ، دكتر
فتح الله مضطرزاده ، فصلنامه علم وآينده ، سال دوم شماره
اول ، بهار 1382 ، ص 40 لغايت 49
8ـ برخي از گزارشات بخش دانش فني مركز تكنولوژي نيرو (متن
)
|
|